اولین روز اسفند 93
شنیده بودم قلب هرکس به اندازه ی مشت های گره کرده اش است....
مشت می کوبم......
و خیره می شوم به انگشتهای گره خورده ام.....
دستم را می چرخانم و دور تا دورش را نگاه می کنم...
چه قدر کوچک و نحیف باید باشد قلبم!
در عجبم از این کوچک نحیف!که چه به روزم آورده!
وقتی تنگ میشود.....می خواهم زمین و زمان را به هم بدوزم!
وقتی می شکند......چنگ می اندازد به گلویم و نفس را سخت می کند....
وقتی که می خواهد و نمی تواند.....
موج موج اشک می فرستد سراغ چشمهایم.....
در عجبم از این کوچک نحیف!......
.
.
.
احمد شاملو
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


اولین روز اسفند 93
